کنث شروود
ترجمه : فدرس ساروی
1- شعر گفتن یعنی " ساختن شعر " :
در شعر پست مدرن تاکید روی " ساختن " است ، ساختار دادن ، مهارتی که از به کارگیری زبان به عنوان ماده ی خام اولیه به دست می آید ، هیچ تاکید و امتیاز خاصی برای "بیانگر " بودن وجود ندارد ، تاکید روی " فرایند تولید " است نه " محصول " .
2- سطر بندی :
در شعر پست مدرن نوعی اکراه برای نظم دادن به سطر بندی ، فرم ، صدا و گوینده از طریق اراده ی مستقیم و یا حتی " تصور کردن " آن وجود دارد (1) ، شعر به عنوان وسیله ای برای ادراک یا تجربه به حساب می آید و ثبت می شود ، شعر پست مدرن یک موجود ارگانیکی ، یک موجود زنده است ....
3- تنها مرجع خودمان هستیم :
حرف ، کلمه ، سطر ، کلیت شعر ، کتاب ، الگوهای صوتی ، ابعاد صفحه ی کاغذ و حتی جنس کاغذ همگی در خدمت شعر هستند و یک شعر پست مدرن می تواند فعالانه از تمامی این سطوح معنا بگیرد و فرایند سرایش همه ی اینها را می تواند به حساب آورد ....
4- فرمهای دیگر گون :
نه انواع قالبهای از قبل تعیین شده ی شعر سنتی و نه رویکرد به شعر آزاد هماهنگ با طبیعت یا کلیت آن هیچکدام تمام امکانات مورد نیاز ساختن یک شعر پست مدرن را به تنهایی به همراه ندارد ، اینها تنها می توانند یکی از روشهای اکتشاف باشند ، این سبک معتقد است که اگر میانجی انتقال خود " پیام " باشد ، در آن صورت میانجی/فرم نباید بتواند عینیت بیابد ، میانجی/فرم در درجه ی دوم اهمیت قرار نمی گیرد .
5- قدرت احتمال و شانس :
به پیشواز ناشناخته رفتن ، عدم تعیین ، تکثیر ، معانی چند گانه ، روی گرداندن از " نیت " به عنوان هسته ی مرکزی معنا و اصل ، از مولفه هایی هستند که در ساخته شدن اینگونه کارها مورد توجه قرار می گیرند ، وقتی اراده و آگاهی ما در هنگام نوشتن یک شعر کمتر در کار باشند آنگاه شعر حاصل برای خود شاعر و خواننده اش امکانات بیشتری برای اکتشاف فراهم می کند .
6- خویشتنهای ما در بردارنده ی ضد خویشتنهای ما نیز هست :
برای کشف تکنیکهای شعری فراتر از استعاره های صوتی بیاندیشید ، تبادل نقطه نظرهای تاریخی – خیالی ، وحدت گرا – کثرت گرا یا جزئی نگر همگی برای رسیدن به " فردیت " و تازه به عنوان جزئی از احتمالات بسیار در کارند ....
7- " من " یک " دیگری " است :
ما به موقعیت اجتماعی به عنوان یک مولفه ی اصلی در کارهای پست مدرن می پردازیم اما دیگر " از خود بیگانگی " (2) را در مقایسه با شواهدی که از دنیای بیمار کنونی در دست داریم چندان آسیب زا نمی بینیم ، اهداف و حتی الزامات اخلاقی در حاشیه ی اینگونه آثار قرار دارند و از آنجا در حال خطاب به همه ی کسانی هستند که مالکیت خود را در دنیای کنونی از دست داده اند و دیگران : فرم ممکن است اجرایی شدن آن چیزی باشد که قابل بیان نیست .
8- ( کلمات فرم می دهند به یک ) فرم زندگی (3)
ما نگرش سپیر (4 ) ، وورف (5 ) ، و ویتگنشتاین و ... را پذیرفته ایم ، قرن بیستم عصر دوران زبانشناسی متافیزیک است . دیگر زبان بیان کننده ی معنا نیست بلکه سازنده ی آن است ... کلمات ، دستور زبان و تمامی دیگر جنبه های یک زبان فرضی سازنده ی دنیای کسانی است که با آن زبان سخن می گویند .
9- حبس دنیا :
دستاوردهای دوران زبان شناسی همه چیز را تحت شعاع قرار داده و آلوده است ، ما دیگر به این نتیجه رسیده ایم که در واقع این قدرت تمامیت گرای سیستمهای زبانی است که فردیتها را با ساختارها و محدودیتشان می سازند و شکل می دهند . آیا می توانیم خارج از این چهارچوب زبانی تفکر کنیم ؟ تا وقتی که زبان چهارچوب معیار و تعیین کننده ی ماست نمی توانم خارج و جدای از آن تفکر کنیم ، ما در زندان و چهارچوب زبان زندانی شده ایم اما در این میان این تنها شعر است که تا لبه های قفس پیش رفته میله های قفس را تکان می دهد و محدودیتهای آن را آزمایش می کند ...
10- نه شبیه یک فرد بیهوش :
زبان به هوش آمده است ، امروزه دیگر این واقعیت که شعر با عبارات مصطلح قابل تعریف نیست برای ایجاد پتانسیل " جهت زدایی " و " آشنا زدایی " در دریافت به کار گرفته می شود ...
11- " است " اولیه پیچیده است :
استنلی دایموند (6) فنون شعری اقوام گوناگون را مورد مطالعه قرار داد و به یک وضعیت غیرقابل پیشبینی و بدون قاعده ی عمومی در اعتقادات به مقولاتی نظیر " مفهوم پیشرفت " و " طبقات فرهنگی " برخورد که بر خلاف زنجیره ی گسترده ی " شکلهای بودن " درعصر روشنگری (7) ، بیشتر هماهنگ با نگرشهای بوم شناختی بود و متضاد با داروینیسم عوام پسند .
12- کارگزاران فرهنگی جهان متحد می شوند :
ما به شاعر به عنوان نویسنده و به شعر به عنوان چیزی که به وسیله ی دنیای اجتماعی تولید شده و با آن درگیر است نگاه می کنیم : تاکید بر آرمانها و آرزوهای محلی و منطقه ای خاص و یا شاید " اکنونی " و فراتر از آرمانها و آرزوهای جهانی است ، تاکید و توجه بر روی روش شعری در بین توده ی مردم است تا در بین برج عاج نشینهای شعر و اساتید شعر ....
13 – قانون گذاری :
شعر گفتمان قدرت است ، یا به عنوان قانونی تایید نشده یا تایید چیزی که قانونی نیست یا به عنوان یک عصیان و رد قاطع کلیه ی منابع اعمال قدرت : اینکه جهان کنونی پر از سلطه و ظلم است قاعدتا نیازمند وجود دلیل ، چالش ، انتقاد و سوظن در مورد نرمها و مشروعیت است ....
پانوشت ها :
(1) در یک شعر پست مدرن این موارد دارای نظم هستند اما تنها بر اساس قواعد درون متنی و نه مطابق و هماهنگ با هر گونه فراروایت ... به عبارت دیگر هیچگونه قاعده ی کلی برای نظم دادن به این موارد برای شاعر پست مدرن وجود ندارد و همانطور که در بند بعدی آمده است " تنها مرجع خودمان هستیم " . اما اینکه این فرایند " ساختن " به صورت همزمان نیازمند غیر ارادی بودن نیز هست با ما از مهارتی سخن می گوید که شاعر آن را در ناخوداگاه خود به صورت درونی شده دارد و این چیزی است که تقریبا معادل اصطلاح کلاسیک " قریحه ی شاعری " است . (مترجم )
(2) از خود بیگانگی (Alienation) یک مفهوم مارکسیستی است ، مارکس معتقد بود که در گذشته و در زمان رواج " صنایع کوچک " یک صنعتگر و یا یک تولید کننده به محصول خود احساس تعلق خاطر داشت چرا که در واقع خودش و توانایی و هنر خود را در آن می دید اما با ورود به عصر ماشین و قرار گرفتن کارگرها در کنار خط تولید آنها دیگر احساس تعلقی به محصول نهایی ندارند و به همین دلیل از نظر مارکس انسان امروز دچار از خودبیگانگی شده است ... در شعر نیز برخی از منتقدین معتقدند که شاعر پست مدرن با سپردن کار به ناخودآگاه و نفی اراده و آگاهی در فرایند تولید شعر در واقع رابطه ی خود را با شعرش قطع کرده و در مواجهه با اثر خودش دچار از خودبیگانگی می شود ( مترجم )
(3) (Words form A) form of life
ترجمه دقیق این تیتر به فارسی امکان پذیر نیست و به همین دلیل اصل عبارت در پانوشت ارائه می گردد جمله در واقع " دو عبارتی " است و حرف " A " با توجه به اینکه به همراه کلمات داخل پرانتز خوانده شود و یا به همراه کل سطر معانی مختلفی را تداعی می کند : همراه بودن آن با کلمات داخل پرانتز ما را به این مفهوم می رساند که : این کلمات هستند که به حروف شکل و فرم می دهند ، و از طرف دیگر اگر این جمله را بدون در نظر گرفتن پرانتزها بخوانیم به این معنا خواهیم رسید که کلمات به یکی از فرمهای زندگی فرم می دهند . ( مترجم )
(4) Sapir
(5) whorf
(6) Stanly Diamond
(7) Enlightenment
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر